از دگردیسی نسلی جا مانده ایم

به گزارش وبلاگ شماره 3443، تیمور آقامحمدی در گفت وگو با خبرنگار خبرنگاران (ایبنا) درباره چگونگی جذب مخاطب نوجوان گفت: وقتی مکان مشترکی برای گفت وگو نیست و من در این زمینم و او در زمینی دیگر، چرا باید مخاطب نوجوان جذب کتاب های داستانی ایرانی گردد؟ با این فاصله طبیعی است که مرا نبیند و نشنود. گذشت آن سال هایی که هر دو در یک قایق بودیم و گل می گفتیم و گل می شنفتیم؛ حالا نوجوان ما با قایق موتوری از منی که سوار قایق پارویی هستم گذر نموده است.

از دگردیسی نسلی جا مانده ایم

وی ادامه داد: تا نپذیریم که در دگردیسی نسلی جا مانده ایم کاری از پیش نخواهیم برد. یا باید دست از نوشتن کشید یا با داشته های خود به سرزمین مخاطب رفت. این مساوی با واگذاری زمین بازی نیست؛ بلکه نوعی هم نفسی و هم دمایی است. من باید برای مدتی از خودِ بزرگسالم رها شوم و بشوم اویی که با من تفاوت های زیادی دارد، آن وقت است که می توانم آن جهان را فهم کنم و از آن بنویسم.

نویسنده رمان نوجوان تو خوابِ میکائیل هستی درباره چگونه کم کردن فاصله بین نویسندگان و مخاطب امروز گفت: من بزرگسالِ همه چیزدانی نیستم که آمده ام تا بر نوجوانِ کم دانشم نازل شوم و پیغام بیاورم. من منظری دارم از جهان و می خواهم آن را در سپهر دیگری بگشایم. تا این اتفاق نیفتد فاصله نویسندگان ما با مخاطبان نوجوان بیشتر هم خواهد شد.

آقامحمدی برای تقویت خلاقیت نویسنده، کسب تجارب حسی نو را پیشنهاد کرد و در این باره اعلام کرد: فلانری اوکانر می گوید: معنای داستان نه چیزی مجرد بلکه معنایی تجربی است. کسی که داستان می خواند نمی خواهد فیلم دیدن کند و اتفاقات اکشن ببیند. او آمده تا در حسی که نویسنده ایجاد می کند مدتی غرقه گردد. تفاوت مهم داستان و سینما همین نکته است.

وی ادامه داد: چند دهه است که نویسندگان مرعوب آموزش ها و فرمایش های سینماچی ها شده اند و غفلت نموده اند از اینکه مدیوم این دو، تمایزات ریشه ای دارند و نوع و فرم ماجراسازی مختلفی را می طلبند. شکل کم و دیگرگونه ماجراها نشان ضعف رمان نیست؛ بلکه خاصیت آن است. اساساً مقایسه داستان و سینما و توقع ماجراهای سینمایی از یک اثر داستانی یک خطای استراتژیک است.

آقامحمدی درباره رغبت مخاطب برای دوباره و چندباره خواندن یک داستان گفت: هرچه خود را در معرض تجربه های حسی نو قرار دهیم، هم خود و هم نوشته هایمان در مرتبه نوتری قرار می گیرد. این موضوع از ساخت ماجرا و شخصیت هم مهم تر است در داستان. چرا مخاطب اثری را که می داند پایانش چیست دوباره و چندباره می خواند؟ جز این است که می خواهد برای مدتی خود را در آن حس محصور و محبوس کند؟ خلاقیت هنگامی رخ می کند که ما از جایی که نشسته ایم برخیزیم و سری به اوضاع و احوال دیگری بزنیم.

وی از تاریخچه ژانرنویسی در ایران گفت و اضافه نمود: نوشتن در ژانرهای گوناگون از ویژگی های جریان ادبی هر کشوری است. منتها از آغاز شکل گیری ادبیات داستانی در ایران، دو گونه اصلی داستان های ادبی و زرد رونق گرفت. داستان های ژانر هم در مرتبه نازل تری از نوع ادبی قرار می گرفت و عامه پسند و فاقد ارزش ادبی تلقی می شد؛ در صورتی که بحث ژانرنویسی امری جدی در جهان محسوب می گردد.

آقامحمدی در سرانجام بیان کرد: در سال های اخیر کوشش هایی در توجه به این موضوع از داستان بزرگسال آغاز شده و به نوجوان و کودک رسیده است. پرداختن به ژانرهای پلیسی، معمایی، وحشت، عاشقانه و... به وسیله نویسندگان حرفه ای می تواند جوابگوی سلایق مختلف در بازار نشر باشد. باید پذیرفت که می گردد رمان ژانر با ارزش های ادبی درخور توجه خلق کرد و از استقبال مخاطب عام بهره مند شد.

تیمور آقامحمدی به تازگی رمانی به نام تو خوابِ میکائیل هستی نگارش نموده که در حال حاضر در دست چاپ از سوی انتشارات مهرک (کودک و نوجوان سوره مهر) است.

شماره اول پرونده چالش های تألیف ادبیات نوجوان

شماره دوم پرونده چالش های تألیف ادبیات نوجوان

شماره سوم پرونده چالش های تألیف ادبیات نوجوان

شماره چهارم پرونده چالش های تألیف ادبیات نوجوان

شماره پنجم پرونده چالش های تألیف ادبیات نوجوان

شماره ششم پرونده چالش های تألیف ادبیات نوجوان

شماره هفتم پرونده چالش های تألیف ادبیات نوجوان

شماره هشتم پرونده چالش های تألیف ادبیات نوجوان

منبع: ایبنا - خبرگزاری کتاب ایران

به "از دگردیسی نسلی جا مانده ایم" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "از دگردیسی نسلی جا مانده ایم"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید